
گر تو میدانستی کهچه دردی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن از من خسته نمیپرسیدی که چرا تنهایی ...
ادامه مطلب
من اهل صلحم قصد خونریزی ندارم خلع سلاحم خنجر تیزی ندارم آنقدر جنگیدم به پای دل که دیگر حتی برای باختن چیزی ندارم بی اتفاقم راکدم محو سکوتم حتی دیار زلزله خیزی ندارم مثل شبم تاریک و تیره گنگ و ساکت حتی به صبح روشن امیدی ندارم ...
ادامه مطلب